اقتراح
32 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : نقد و نظر ) تابستان و پاییز 1374 - شماره 3 و 4 )(26 صفحه - از 4 تا 29)
تعداد شرکت کننده : 0

در ذیل عنوان یاد شده، تنی چند از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، به ده سؤال مجله نقد و نظر درباره «دفاع عقلانی از دین‏» پاسخ داده‏اند . خواننده در این اقتراح، بخش دوم پاسخهای دانشوران ذیل را خواهند خواند: غلامرضا اعوانی، استاد دانشگاه; رضا داوری، استاد دانشگاه; جعفر سبحانی، استاد حوزه علمیه، محمد لگنهاوزن، استاد دانشگاه; مصطفی ملکیان، استاد حوزه علمیه و دانشگاه.

6

نقد و نظر: چه برهانی دارید بر اینکه دفاع عقلانی از دین سرانجام به سود دین است؟

ملکیان: اگر مراد از «دفاع عقلانی از دین‏» اثبات حقانیت گزاره‏های دینی و مذهبی است، آن هم «اثبات‏» به آن معنا که در منطق و ریاضیات اراده می‏شود، شک نیست که در باب همه گزاره‏های دینی و مذهبی چنین دفاعی صورت نگرفته است، و در باب اکثریت قریب به اتفاق آنها صورتپذیر هم نیست تا بحث از سودمندی یا ناسودمندی آن پیش آید. و اگر مراد این است که وجه رجحان و ترجیح اعتقاد به گزاره‏های دینی و مذهبی را ارائه کنیم، یعنی نشان دهیم که چرا اعتقاد به فلان گزاره دینی و مذهبی راحج است‏بر اعتقاد به نقیض آن گزاره و نیز راحج است‏بر تعلیق و توقف

حکم، یعنی نه اعتقاد به خود آن گزاره و نه اعتقاد به نقیض آن، در این صورت بدون تردید چنین دفاعی به سود دین است; چرا که ما آدمیان از لحاظ روانشناختی بدین گونه هستیم که اگر در باب گزاره‏ای چنین طی طریقی شود، یعنی نشان داده شود که پذیرش آن گزاره هم بر وازنش آن ارجح است و هم بر تعلیق و توقف حکم، آن گزاره را می‏پذیریم. شک نیست که ارائه وجه رجحان و ترجیح یک گزاره دینی و مذهبی، بسته به سنخ آن گزاره به یکی از سه روش تجربی، فلسفی و تاریخی، صورت می‏گیرد.

داوری: چنانکه ملاحظه فرمودید من در مورد دفاع برهانی از دین عرضی نکردم و در اینکه آیا چنین دفاعی به سود دین است‏یا به زیان آن، چیزی نگفتم. آنچه می‏دانم این است که اگر علم کلام باید باشد ضرورتا باید از دین دفاع کند. اکنون شما از متکلم می‏خواهید توضیح دهد چرا به علم کلام پرداخته است و علم او به چه درد می خورد. به عبارت دیگر با پرسش شما متکلم ناچار باید فیلسوفی کند. زیرا شما او را در فلسفه علم کلام وارد کرده‏اید، مع ذلک او می‏تواند به شما بگوید من برای اثبات دین برهان اقامه می کنم و اگر شما به برهان اعتماد دارید و می‏خواهید که برای حقانیت علم خود برهان اقامه کنید، چرا به برهانی که در اثبات اصول عقاید اقامه کرده‏اید اعتماد ندارید. آیا شما هم مثل من فکر می‏کنید که بشر امروز به یقینیاتی که در منطق صورت شده است اعتماد ندارد. اگر این طور است، اولین کاری که ما باید بکنیم این است که کتابهای تعلیمات دینی خود را، که کم و بیش برطبق سنن متکلمان خود می‏نویسیم، تغییر دهیم و لااقل نیمی از مطالبی را که در این کتابها آمده است‏با سبک و روش و عبارت دیگر بنویسیم.

لگنهاوزن: عقل برای ارزیابی همه باورها راهنماست. ما عقل را برای پرهیز از خطا در هماهنگی تجربه و عمل به کار می بریم. آیا هیچ نفعی عاید دین خواهد شد اگر انسانها به گونه‏ای غیرعقلانی به دین ایمان بیاورند؟ اگر اعتقاد به دین صرفا به این دلیل باشد که آن دین نیاکان آنها بوده، آیا این ایمان سودمند به حال دین است؟

ایمانگرایان اغلب اشکال می‏کنند که کاربرد روشهای عقلانی در مورد باورهای دینی نامناسب و زیانبار است. اما این ادعا بر برداشتی از عقل مبتنی است که عقل را به روشهای علوم تجربی و ریاضیات محدود می‏سازد، درحالی که از ابتدا تاکنون عقل به معنای جامعتری فهم می‏شده است که شامل این روشها و بسیاری از امور دیگر می‏شده است. گاهی ادعا می‏شود که عقل خشک و تحلیلی است، درحالی که پاسخی که درخور دین باشد گرم و شورانگیز است. اما در اینجا باز می‏بینم منتقدین رهیافت عقلانی دیدگاهی دارند که بی‏جهت محدود و کوته‏نظرانه است. زیرا دین به قدر کافی جامع و فراگیر است که جایی را برای ارزیابی تحلیلی و ایمان پرشور، یعنی هر دو، بگذارد. انکار منافع هریک از جنبه‏ها برابر با وارد ساختن ضربه مهلک به دین خواهد بود. ایمان دینی خالی از شور و حرارت، قادر به حرکت درآوردن مؤمنان به ایثار و فداکاری نیست، اما دین مبتنی بر شور و شوقی که جایی برای نقد عقلانی نگذارد بسرعت‏به دستاویزی برای احساسات و عواطف و گاه به تعصب‏ورزی شدید انحطاط می‏یابد.

دفاع عقلانی از هریک از باورهای بحث‏انگیز سودمند است. زیرا ما فهم خویش را از طریق چنین دفاعی کسب می‏کنیم. دفاع عقلانی مستلزم بررسی و ملاحظه ارتباطات متقابل منطقی باورهای ما، مضامین آنها و ایراداتی که ممکن است علیه آنها مطرح گردد، است. آیا اگر به چنین مسائلی عملا در جهل باقی بمانیم به معنای بی‏حرمتی به خداوند نیست؟

آیا حرمت‏خداوند حمد و سپاس ما را برای این موهبت عظیم عقل که او به ما عطا کرده ایجاب نمی‏کند؟ اگر دفاع عقلانی از باورهای دینی ما توام با تاملی عمیق در مورد عقل (به معنایی که حکما و عرفا به کار می‏برند) باشد، حتی می‏توانیم به حکمت و یا آنچه را یونانیان سوفیا می‏نامیدند، نایل آییم.

البته دفاع عقلانی از دین، همچون هر تلاش دیگر انسانی، می‏تواند با حساسیت و بصیرت و یا ناشیانه و به صورت مضحک انجام پذیرد. اگر به صورت تمرین صرف از موشکافی مفرط و تعریف اصطلاحات فنی و به رخ کشیدن آنها درآید، در این صورت نه تنها به نفع دین نخواهد بود، بلکه قطعا زیانبار خواهد بود; هرچند تقصیر این امر از ناحیه عقل نیست، بلکه از ناحیه کاربرد سوء آن می‏باشد.

سبحانی: دین دو مرحله دارد که یک مرحله از آن را عقل می‏تواند درک کند. مسلما دین مطابق فطرت و آفرینش است و واقعا اگر عقل بتواند دین را به فطرت مطابقت کند، خوب است. و روشن است که هیچکس برخلاف فطرت خودش حاضر نیست‏سخن بگوید و اگر هم بگوید، زبانی می‏گوید. پس تا آن حدی که دین حاکی از فطرت است این مسلما به سود دین است.

اما عقلانی کردن دین همان گونه که معتزله هم به همان راه رفتند به این معنی که تمام دین را در چهارچوب عقل بریزیم و اگر یک جایی هم مخالف عقل شد دین را دور بریزیم، مسلما به سود دین نیست. اینکه می‏گویید «ان دین الله لایصاب بالقیاس‏»، «ان السنة اذا قیست محق الدین‏» اینها یک مواضعی است که عقل به آنجا راه ندارد. ما نمی توانیم همه احکام را مدلل به عقل کنیم و عقل نارسا چه بسا موقعی مدلل می‏کند و سپس خلاف آن در آینده ثابت می‏شود. باید در تدلیل عقل و ریختن دین در قالب عقل تبعیض قائل شویم. آن مقداری که جنبه عقلانی دارد و عقل

به او دعوت می‏کند، مطابق فطرت است و مبنی بر حسن و قبح است، اما آنها که جنبه الهامی و وحی و تعبد دارد، خیر.

نقدونظر: ظاهرا از فلسفه کانت‏به این طرف این سؤال پیدا شده است که عقل راهی به سوی قضایای متافیزیکی ندارد. لذا دفاع عقلانی خوب نیست و به شکست می‏انجامد. قضایای عقلی و متافیزیکی جدلی الطرفین است. از هر طرف استدلال شود، از آن طرف هم قابل استدلال است و قابل نفی در هر دو طرف است.نظر شما در این باره چیست؟

سبحانی: او این جور فکر می‏کند که دین قابل اثبات نیست. آن قضایا و پیش‏فرض‏هایی که برای عقل فرض کرده است، اگر به آن معنا باشد، ما قائل بتفصیل هستیم. بخشی از دین قابل تعقل عقلانی است که راجع به اصول است و آن مقداری از فروع که به اصول برمی‏گردد، مانند عمل به پیمان، احترام به پدر و مادر و... را بلی، ولی بقیه که مثلا چرا در 24مثقال زکات‏است، نه در 23مثقال، این را ما درک نمی‏کنیم. ولی اگر آن برگرددبه نظریه کانت، از نظر مردم این نظریه واقعگراست، ولی از نظرمااین سوفیسم است. او ادراکات را مطابق واقع نمی‏داند، چون پیش‏فرض‏هایی برای ذهن فرض کرده است. پیش فرض ده‏گانه‏ای که برای ذهن فرض کرده است که ذهن ما از اول در نظر او قالبهایی ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی