مصاحبه با آیت الله جعفر سبحانی درباره موسوعه طبقات الفقهاء
22 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : کتاب ماه دین ) ابان و اذر 1380 - شماره 49 و 50 )(3 صفحه - از 18 تا 20)
تعداد شرکت کننده : 0

آیت الله جعفر سبحانی از معدود عالمان دینی هستند که قریب‏ به نیم قرن در حوزه علمیه قم به تدریس و تالیف سطوح‏ گوناگون علوم عقلیو نقلی اشتغال دارند.ایشان علاوه بر هوش و ذکاوت خدادادی با بهره گیری از محضر اساتید بزرگ‏ حوزه و غور و تعمق در مبانی اصل دین اسلام گوی سبقت از همگنان ربوده‏اند.استاد سبحانی علاوه بر موارد فوق الذکر با مسائل جدید در حوزه دین پژوهی از سال‏های قبل آشنا بوده که‏ تالیفات و تحقیقات ایشان گواه بارزی بر این مدعا است.از نکات برجسته دیگر شخصیت ایشان عنایت و توجه ویژه به‏ کار گروهی-که متاسفانه در بین اندیشمندان ما مغفول مانده‏ است-می‏باشد که مجموعه ارزشمند طبقات الفقها،یکی از آنها است.در این باره با ایشان گفت و گوی صمیمانه‏ای داشته‏ایم‏ که تقدیم شما خوانندگان ارجمند می‏شود.

کتاب ماه دین:ضمن سپاس از پذیرش دعوت کتاب ماه دین برای‏ مصاحبه در باب موسوعه ارزشمند«طبقات الفقها»خواهشمند است. ابتدائا در مورد سیر تاریخی تالیف و تدوین کتابهای«طبقات فقها»در بین اهل تسنن و تشیع مطالبی را بیان بفرمایید.

آیت الله سبحانی:از لطف و عنایت آقایان که تقبل زحمت کردند و تشریف آوردند در ابتدا تشکر می‏کنم:نخست باید عرض کنم که اساسا اسلام از دو بخش تشکیل شده است.بخشی از اسلام مربوط به عقاید است و بخش دیگر مربوط به احکام است.به تعبیر دیگر می‏گویند «العقیده و الشریعه»،علم کلام عهده دار تبیین و توصیق عقیده است،و کتابهای کلامی همه و همه برای بیان عقاید اسلامی نوشته شده‏اند اما شریعت در اصطلاح همان احکامی است که اسلام از فرد و جامعه خواسته‏ است،خواه احکام عملی،خواه احکام اخلاقی و خواه احکام اجتماعی. کارشناسان عقاید،متکلمان هستند و کارشناسان شریعت،فقها،بعد از پیامبر اکرم(ص)هر دو علم دوشادوش همدیگر پیش رفته‏اند هر چند جاذبه فقه بیش از علم کلام بوده است.

البته همانگونه که استحضار دارید علم فقه با تکیه بر«آیات الاحکام» که در قرآن موجود است و هم چنین احادیثی که از شخص پیامبر(ص) صادر شده بود،پایه گذاری گردید و بعد از وفات پیامبر اکرم(ص)صحابه‏ با استناد به همان آیات و روایات شروع به حل و فصل مسائل به اصطلاح‏ عملی کردند.البته پیروان و شیعیان ائمه اهل بیت(ع)چون اهل بیت را مرکز علوم نبوی می‏دانند،اینها احکام را از ائمه(ع)گرفتند و در هر حال، چه گروهی که به همان مقدار آیات و سنت نبوی عمل می‏کردند و چه‏ کسانی که بر این مباحث روایات اهل بیت را هم اضافه می‏کردند،هر دو گروه ناچار بودند که اجتهاد را وارد دین کنند،به گونه‏ای که اگر اجتهاد را از دین بگیریم دین تبدیل به موجود جامدی خواهد شد که قابل انطباق بر زندگی نخواهد بود.اتفاقا یکی از جهات خاتمیت دین پیامبر وجود همین‏ عنصر اجتهاد در اسلام است.البته معنی اجتهاد این نیست که هر کس از پیش خود برای خدا حکمی جعل کند،بلکه باید با توجه به آیات و روایات‏ -خصوصا روایات اهل بیت(ع)که حدود چهل هزار روایت ما در فقه داریم‏ -به صورت عام یا خاصی استنباط کنیم،این گروهی که کارشناسی و اجتاهد احکام مربوط به آنهاست،در اصطلاح به این گروه فقیه می‏گویند و کتاب طبقات الفقها مربوط به همین بخش است.ولی باید توجه داشت، که فرق است بین فقهایی که در بین صحابه و تابعین بودند،چرا که آنها در این حد اجتهاد کافی نداشتند لذا آنها را ما می‏گوییم مفتی،اما اجتهاد به‏ معنی واقعی کلمه که واقعا غور و جهد خود را به کار ببرند تا احکام را از کتاب و حدیث استنباط کنند از قرن دوم هجری شروع می‏شود،یعنی از زمان امام باقر(ع)به این طرف،و در مقدمه کتاب هم معیارهای‏ دهگانه‏ای برای فقیه ذکر کردیم که هر کسی واجد این معیارها باشد جزء فقها محسوب می‏شود... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی