گفت و گو: در محضر استاد حضرت آیت الله سبحانی: درباره کتابی که در عربستان به نام ایشان منتشر گردیده است
26 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : نهج البلاغه ) بهمن 1386 - شماره 21 و 22 )(10 صفحه - از 159 تا 168)
تعداد شرکت کننده : 0

گفت‏وگو در محضر استاد حضرت آیت اللّه سبحانی‏ درباره کتابی که در عربستان به نام ایشان منتشر گردیده است

اشاره

نام حضرت آیت اللّه حاج شیخ جعفر سبحانی برای اهل نظر،پژوهشگران و اسلام‏شناسان کاملا آشنا است.حتی،آوازهء ایشان از این مرزوبوم فراتر رفته و شخصیتی بین المللی یافته‏اند.

در دیداری با حضرت آیت اللّه سبحانی در مورد کتابی که در عربستان سعودی به نام ایشان چاپ‏ شده است،گفتگویی داشتیم که از نظر خوانندگان گرامی می‏گذرد.اینک پرسش‏های خود را مطرح کرده و پاسخ‏های معظم له را منعکس می‏کنیم:

شنیده شده است که در کشور عربستان،کتابی منتشر شده و شما را به عنوان مترجم آن کتاب، معرفی کرده‏اند جریان از چه قرار است؟

با عرض تشکر از جناب عالی،یادآور می‏شوم در عربستان سعودی کتابی به نام«قرائة راشدة فی‏ نهج البلاغة»به قلم شیخ صالح درویش به زبان عربی و سپس ترجمهء آن به نام«نهج البلاغه را از نو بخوانیم»به زبان فارسی منتشر شده و اینجانب به عنوان مترجم معرفی شده است.

ریشهء این مطلب کجاست؟

چندی قبل،کتابی به نام«تأملات فی نهج البلاغه»به قلم محمد صادقی به زبان عربی منتشر شد و آقای شیخ صالح درویش قاضی محکمهء قطیف برای آن مقدمه‏ای نوشت.اینجانب نقدی بر آن‏ کتاب نوشته و در مقدمه یادآور شدم که این کتاب مربوط به آقای شیخ صالح است و نام محمد صادقی،به عنوان اسم مستعار روی آن آمده است.کتاب نقد ما-بحمد اللّه-در ایران منتشر شد و در خود قطیف نیز تکثیر گشت.کتاب«قرائة راشدة»در واقع کتاب جدیدی نیست،بلکه نوعی برداشت

از همان کتاب نخست می‏باشد و تقریبا محتوای هر دو یکی است.و این،حاکی از آن است که هر دو کتاب به قلم یک نفر بوده و آن همان شیخ صالح درویش قاضی است،هرچند مطالب به دو نام‏ منتشر شده است،گاهی به نام«قرائة راشدة فی نهج البلاغة»و گاهی«تأملات فی نهج البلاغه».در هر حال،اینجانب به عنوان مترجم کتاب نخست معرفی شده‏ام.

محتویات کتاب چیست؟

محتویات کتاب،تشکیک در صحت نسبت خطبه‏ها و نامه‏ها به امیر مؤمنان است و ریشهء این‏ تشکیک خود شیخ صالح نیست،بلکه آن را از ابن خلکان گرفته است.ابن خلکان که در قرن هفتم‏ می‏زیست و در سال 681 درگذشته است می‏گوید:رضی ادیب ماهری بود و این خطبه‏ها و نامه‏ها را انشا کرده و به امیر مؤمنان نسبت داده است.1در بی‏پایگی این سخن دو مطلب را یادآور می‏شویم:

1.سید رضی را در کنار ابن خلکان قرار داده ببینیم از نظر تقوا و وارستگی سخن کدام یک از این دو نفر برای ما حجت است؟

شرح حال‏نویسان،همگی سید شریف رضی را به عنوان ادیب ماهر و دانشمند بزرگ،متقی و پارسا معرفی کرده و سالیان درازی به عنوان نقیب علویان،در دولت عباسی حضور داشته است و احدی دربارهء او سخنی که حاکی از بی‏تقوایی،ناپارسایی او باشد نگفته است و همهء نوشته‏های او از اتقان و علاقه به اسلام و تحکیم الفت در میان مسلمانان حکایت می‏کند.

اما دربارهء ابن خلکان،شرح حال‏نویسان دربارهء او می‏گویند:او در دوران پیری فریفتهء جوان‏ مردی شده بود که پیوسته دربارهء او شعر می‏سرود و شب‏وروز را با یاد او می‏گذراند به گونه‏ای که‏ از حالت طبیعی درآمده و جز یاد و ذکر او کاری نداشت.2

حالا ما باشیم و قضاوت در تاریخ،باید بگوییم:این خطبه‏ها و نامه‏ها را از کتاب‏های پیشینیان‏ گرد آورده و آنچه از سخنان امام علی علیه السلام مشهور است را بی‏سند و آنچه را که از شهرت‏ بالا برخوردار نبوده،مدرک آن را آورده است و در عین حال،تمام خطب و نامه‏ها و کلمات امام‏ را جمع نکرده و بیشتر نظرش در گردآوری،محاسن و زیبایی و به اصطلاح فصاحت و بلاغت بوده‏ است.

ابن خلکان می‏گوید:رضی به خاطر نبوغ در ادب عربی،آنها را انشا کرده و به جدش امیر مؤمنان‏ نسبت داده است.آیا از نظر موازین شرعی،گفتار کدام را بپذیریم.

اولا:سید شریف رضی نخستین کسی نیست که سخنان امام را گرد آورده،بلکه معاصر وی‏ قاضی ابو عبد اللّه محمد بن سلامة قضاعی متوفای 454،قسمتی از کلمات امام را در کتابی گرد آورد و آن را به«دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم»نام‏گذاری کرده است و کتاب به وسیله انتشارات‏ مکتبة المفید چاپ و منتشر شده است.

ثانیا:تمام این خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات قصار در کتاب‏هایی که پیش از تولد رضی تألیف شده‏ است هم‏اکنون نیز موجود است و محقق والا مقام سید عبد الزهراء،تمام مدارک خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات کوتاه امیر مؤمنان را استخراج کرده و ثابت نموده است که همهء این‏ها در کتاب‏های پیشینیان‏ (1)-وفیات الأعیان،ج 3،ص 3.

(2)-فوات الفیات،ج 1،ص 101 و 201.

موجود است و رضی به خاطر تواتر این خطب و نامه‏ها از ذکر مصادر خودداری نموده است.

آیا شیخ صالح دربارهء مستدرک نهج البلاغه که به قلم شیخ عبد الهادی کاشف الغطا نوشته شده نیز ایراد گرفته است؟

چرا،برای آن ایراد دیگری گرفته و آن این که می‏گوید:چگونه مردی که در قرن چهاردهم زندگی‏ می‏کرد،بلا واسطه از علی بن ابی طالب که در قرن نخست زندگی می‏کرد،نقل روایت نموده است. ولی این اشکال حاکی از آن است که او واقعیت این مستدرک را(خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات قصاری‏ که رضی نیاورده،در این کتاب آمده است)درک نکرده،زیرا مؤلف این کتاب،خواسته کتابی مشابه‏ کتاب رضی بنویسد،یعنی همچنان‏که او،اسناد را حذف کرده،او نیز اسناد را نیاورده است.

آیا او از کلمات امیر مؤمنان به نفع عقیدهء خود،استدلال کرده است؟

چرا،با این که نهج البلاغه را مجعول می‏داند،در برخی از موارد،به نفع مکتب خود استدلال کرده‏ است،اینک دو مورد را یادآور می‏شویم:

الف.امیر مؤمنان در نامه‏ای به معاویه چنین می‏نویسد:«کسانی‏که با ابو بکر و عمر بیعت کرده‏ بودند،با من نیز بیعت نموده‏اند...».

آن‏گاه می‏گوید:این گوه بر این است که علی بیعت آنان را شرعی دانسته و با آن بر مشروعیت‏ بیعت خود احتجاج نموده است.اما نویسنده از یک مطلب غفلت کرده یا خود را به غفلت‏زده است. و آن این که یکی از طرق احتجاج برطرف مقابل،قانون جدل است،به این صورت که انسان،طرف‏ را با مسلمات او محکوم کند،و قرآن،تمام این کار را«جدل»نامیده و ما را مأمور فرموده که از این‏ راه با مخالفان سخن بگوییم،چنان‏که در این آیه ملاظحه می‏فرمایید:

(ادع إلی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن. إن ربک هو أعلم بمن ضل عن سبیله و هو أعلم بالمهتدین)

(نحل/125).

«با حکمت و اندرز نیکو به سوی پروردگارت دعوت نما و با آنان به نیکوترین شیوه‏ جدل کن،خدای تو بهتر می‏داند که چه کسانی از راه او منحرف شده و چه کسانی‏ هدایت یافته‏اند».

بنابراین،امیر مؤمنان،در این خطبه،از همین طریق وارد شده است.از آن‏جا که معاویه،پس از بیعت مهاجر و انصار با علی علیه السلام،از بیعت با علی سر برتافت و به بهانهء خون‏خواهی عثمان از بیعت با علی سرپیچی کرد و بخشی از کشور اسلامی را از ورود به بیعت علی علیه السلام بازداشت، امام در چنین شرایطی با او احتجاج می‏کند و می‏فرماید:تو که خلافت خلفای پیشین را به شیوهء بیعت‏ مهاجر و انصار پذیرفته‏ای،باید بیعت مرا نیز بپذیری،زیرا همان‏ها که با آنان بیعت کردند،دست مرا نیز به بیعت فشرده‏اند،و هرگز از چنین احتجاجی برنمی‏آید که امام علیه السلام مسأله امامت را یک‏ مسألهء انتخابی دانسته است.

ب.در مورد دیگر نیز از خطبهء کوتاهی که در نهج البلاغه آمده است چنین استفاده کرده که‏ حضرت ستایشگر خلافت عمر بوده و او را یک فرد پاکدامن،معرفی کرده است،و آغاز آن خطبه‏ چنین است:

«للّه بلاد فلان،فلقد قوّم الاود،و داوی العمد،و أقام السّنّة،و خلّف الفتنة،ذهب نقیّ الثّوب...».3

«خداوند به او خیر دهد که کجی‏ها را راست کرد،و بیماری‏ها را مداوا نمود،و سنت را به پا داشت،و فتنه را پشت سر نهاد،با جامه پاک رخت بربست».

ولی باید توجه نمود که حضرت در این‏جا نام کسی را نبرده و اصلا معلوم نیست که مقصود چیست؟جالب توجه این که مورخان،مانند طبری و غیره می‏نویسند:این جمله‏ها مربوط به زن‏ نوحه‏گری به نام«ابنة ابی حثمه»است که به هنگام درگذشت عمر،او با این جمله‏ها بر عمر نوحه‏سرایی کرد و صدای او در مدینه پیچید.مغیرة بن شعبه می‏گوید:پس از مرگ عمر به خانهء علی‏ رفتم تا نظر او را در این باره به دست آورم،او درحالی‏که وضو گرفته بود،از خانه بیرون آمد و این‏ جمله‏ها را تکرار کرد ولی گفت:«أما و اللّه ما قلت و لکن قولت»به خدا سوگند این سخن از خود آن‏ نیست،بلکه به او آموخته‏اند که چنین بگوید...».4

آیا لغزش دیگری در این کتاب دارد؟

لغزش او در این کتاب منحصر به یکی و دو تا نیست،ولی نمونه‏ای را یادآور می‏شویم:

او می‏گوید:در نهج البلاغه نصیّ بر ولایت علی علیه السلام،وجود ندارد.ولی او نهج البلاغه را سرسری مطالعه کرده و یا نص صریح را نادیده گرفته است

(دست حق دیدی ولی نشناختی).

امیر مؤمنان در خطبهء دوم می‏فرماید:

«و لهم خصائص حقّ الولایه،و فیهم الوصیّه و الوراثه».5

«اهل بیت پیامبر(ص)ویژگی‏هایی دارند،از آن جمله ولایت و رهبری از آن‏ آن‏هاست،و وصیت پیامبر در میان آن‏هاست و وارث پیامبر به آن‏ها می‏رسد».

«إنّ الائمّة من قریش غرسوا فی هذا البطن من هاشم:لا تصلح علی سواهم، و لا تصلح الولاة من غیرهم.».6

«پیشوایان از قریش هستند و امامان در درون تیرهء بنی هاشم کاشته شده‏اند و امامت‏ برای کسی دیگر جز آنان شایسته نیست،و رهبرانی که از تیرهء دیگر باشند،شایستهء رهبری نیستند».

انگیزه آنان از نامیدن ترجمه آن کتاب به نام جناب عالی چیست؟

وهابیان بر مکه و مدینه پنجه افکنده‏اند،و حرمین شریفین را در تصرف خود آورده‏اند و بزرگ‏ترین‏ پایگاه اسلام،پایگاه تبلیغ وهابیت شده است.چون اینجانب از سالیان درازی خطر این گروه را بر ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی